و خانم نزهتالدوله واقعاً یک پارچه عروس خانم بود. صحیح می باشد که آقا پاره ای لاغر شده بود، ولی به خانم نزهتالدوله هیچ وقت مانند همین یک ماه خوش نگذشته بود. روز دوم یا این که سوم دید و مشاهده بود که زمان به منزل خواهر نزهتالدوله رفتند که شوهرش وزیر بود و دارای سماجت شب هم ماندند. از روز نخستین ماه دوم عروسیشان، زن و شوهر شروع کردند به پس دادن بازدیدها. هر اتاقی «رادیوگرام» و سردخانه و «کولر» جداگانه داشت و زن و شوهر هر چه خواستند، در نزدیک ترین مسافت دستشتان بود. درحال حاضر نگو همان فردای دزدی اخیر، دوتا از خدمتکارهای قدیمی خانم نزهتالدوله که سر جهاز خانم بودند و رئیس ایل بیرونشان کرده بود، سراغ همشیره خانم نزهتالدوله آمده بودند و سوءظن خودشان را نسبت به رئیس ایل و خواهرش بیان کرده بودند و تا دوره کل قوم خانم نزهتالدوله به جنب و جوش افتاده بودند و از خاله خانباجیها کمک گرفته بودند و دو روز زاغ سیاه خواهرشوهر موبور و چشمآبی را چوب زده بودند تا دست آخر در خیابان عینالدوله خانهاش را گیر آورده بودند و روز بعد، یکی از از خواهرخواندههای پیر و زرنگ خانواده، به هوای این که «ننه قربون شکلت دم غروبه، الان نمازم قضا میشه.»، مستخدم خانه را فریفته بود و تو رفته بود و دست به آب رسانده بود و وضو ساخته بود و کنار حوض نمازی خوانده بود و از شیشهها، یکی از یکی مبلها و اثاث خانم نزهتالدوله را وارسی کرده بود و بعد نیز سر درد دل را حیاتی ضخیم خانه گشوده کرده بود و از بدی زمان و بیدینی مردمان به این جا رسیده بود که اطمینان کلفت خانه را به دست بیاورد و کشف کند که خانم میزبان یک خانم موبور چشمآبی زیاد مهربان و نجیب هست که زن رئیس یک ایل نیز هست. الکتریسیته و تلفن و آب و اجارهخانه را آراسته کرده بود و حتی حساس کمکهایی که در یک معامله آبخشککن، مهم بایگانی کل کشور، به صاحب خانه کرده بود، قبض سه ماه اجاره را بیاینکه مبلغی بدهد، گرفته بود. به هیچ وجه حظ میکرد. یک ماه به این طریق گذشت. به ضخیم نوکرها سرکشی میکرد. آب دوش و وان را خودش سرد و گرم میکرد. و اصلاً همین همه آشفتگی از چه جایی آب میخورد. خلاصه این که دو هفته از مجلس مرخصی گرفته بود و در خانه را به روی اغیار بسته بود و سیر تا پیاز کارهای خانه را خودش میرسید و راستی نمیگذاشت آب در دل خانم تکان بخورد. احتمالا خیال نمایید که هر دسته آینه که بر بر روی دیوار کارگزاشتن می‌شود به معنای آینه کاری دیواری است؛ در صورتی که چنین نیست. 8. آینهکاری دیوار پشت تخت خواب را فراموش نکنید چون همین دیوار نقطه کانونی هر اتاق خوابی محسوب میشود، حتی در صورتی که هیچکدام از دیوارهای اتاق آینهکاری نیستند، همت نمایید قطعا این دیوار را آینهکاری کنید. اخیر ما را از صنعت تو فایدهای باید. و مرغ در اوج هوا و ماهی در قعر دریا و سباع در صحن دشت از قصد بدسگالان ایمن نتواند بود، و شکره درصورتیکه صیدی کند هم آن مرغان که در پرواز از وی بلندتر باشند و هم آن که از وی پستتر باشند در آن قدر گرد مغالبت و مجاذبت برآیند؛ و سگان برای استخوانی که در راه یابند دارای یکدیگر این معاملت بکنند؛ و خدمتگاران تو در منزلهایی که کم از رتبت شگال می باشد حسد را میدارند، چنانچه در آن جايگاه منظور مناقشتی رود بدیع نیاید. نیز دوستان خوب سپر معادات و مناقشت در بر روی کشند و نیز معاندان از جان او نشانه تیر بلا سازند: دوستان عزیز از بر روی حسد در منزلت، مخاصمت اندیشند، و معاندان از جهت یکدلی و مناصحت مناقشت کنند، و هر گاه که مطابقت دوستان خوب و معاندان به هم ضمیمه و اجماع بر عداوت او منعقد گشت البته ایمن نتواند زیست، و چنانچه چه پای بر فرق کیوان گذاشته ست جان آینه کاری کرج به سلامت نبرد. و توی انبار حبس کردهاند و هر چه در خانه آینه کاری شیک منزل بوده است، بردهاند. آبجی آقا را توی یک اتاق کردهاند و درش را بستهاند. خلاصه اینکه منزل را لخت کردهاند. اولی فضایی که هنگام ورد به منزل به دیده می آید فضای محل ورود و یا راهروی محل ورود می باشد. ملات رو که فراهم کردین حساس توجه میمالین به تمام ظرفتون که خوشگل بره لای آینه ها نگران آلوده و کثیف شدن آینه هاتون نباشین. آینه پازلی یا این که آینه جورچین نوعی از همین آینه ها می باشد که تکه های آینه در ابعاد گوناگون اصلی مسافت از نیز در کنار یکدیگر قرار می گیند. همین بار خانم نزهتالدوله که جای خویش داشت، حتی شوهرش نیز تاب نیاورده بود و همان پای تلفن زانوهایش تاشده بود و نشسته بود. و درحال حاضر خانم نزهتالدوله که از این تجربه نیز آزمودهتر خارج آمد؛ عقیده دارااست که پیری و جوانی دست خویش آدم می باشد و هنوز در جست و جوی شوهر ایدهآل خویش این در و آن در میزند. و این بار خانم که نزهتالدوله طلاق میگرفت، حتم داشت که به جهت نگهداری آبروی دولت و ملت دارد فداکاری می‌کند و از سو‌مین شوهر ایدهآل خودش دیده میپوشد. صحیح میباشد که نشانهای از جواهرها و نقرهها و ترمههای دزدی نخستین به دست نیامده بود، ولی مدیر ایل این فعالیت شهربانی را منافی مصونیت پارلمانی خود میدید و داشت طرح استیضاح خویش را به امضای این و آن میرساند که ماده واحده سلب مصونیت از او تقدیم مجلس شد؛ به اتکای یک پرونده کلفت شهربانی و شهادت بیست و یک نفر از خدمتکاران و اهل محل.

ایندکسر