[ad_1]

بیماری همه گیر COVID-19 برای کارگران بهداشت جهانی طاقت فرسا است ، که یک سال گذشته را به علاوه زندگی خود را در معرض خطر قرار داده اند تا دیگران را ایمن و سالم نگه دارند. اکنون تلاش های خستگی ناپذیر آنها انگیزه ایجاد نسل جدید برای پیوستن به صفوف آنها است: طبق گفته انجمن دانشکده های پزشکی آمریکا ، تقاضاهای مدارس پزشکی در ایالات متحده در پاییز 2021 نزدیک به 20 درصد اخراج شده است. بعضی از مدارس گزارشگر جهش های مشابه هستند – به عنوان مثال ، کالج پرستاری Rory Myers در دانشگاه نیویورک از افزایش 33 درصدی برنامه ها در سال جاری خبر داد.

برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد افرادی که آینده پزشکی را شکل می دهند ، TIME با دانشجویان پزشکی و بهداشت عمومی فعلی و ورودی که تحت تأثیر همه گیری قرار گرفته اند صحبت کرده و مشاغل منتخب خود را دنبال می کنند. بسیاری از آنها شخصاً تحت تأثیر قرار گرفتند – برخی از عزیزان خود را از دست دادند ، در حالی که دیگران در خط مقدم کار می کردند. داستان های آنها از نظر طول و وضوح کمی ویرایش شده است.
[time-brightcove not-tgx=”true”]

ناوی جوهال ، 32 ساله

جوهال ، یک پزشک رزمی سابق در ارتش ایالات متحده ، اخیراً لیسانس پرستاری را از دانشکده پرستاری Rory Myers در دانشگاه نیویورک دریافت کرده است. تجربه همه گیر شدن او باعث شد که در مراقبت های ویژه فعالیت کند.

سیمون کرناهان-بوول

از پزشکی رزمی ، وقتی کسی از من س askedال می کرد ، اولین انتخاب شغلی من همیشه داروی اورژانسی بود. همه به من می گویند که من در شرایط استرس ، در محیط های پرسرعت بسیار خوب کار می کنم. اما به دلیل همه گیری ، من واقعاً تماس خود را پیدا کردم.

وقتی کلاسهایم دور شد ، من به عنوان EMT در جرسی سیتی کار می کردم. خواهرم و بسیاری از دوستانم پرستار هستند. ما یک حباب کوچک شدیم وقتی پدربزرگم در اثر سکته مغزی دچار سکته مغزی شد ، دیگر قادر به رفتن به خانه پدر و مادرم نبودم اما همچنان با خانواده ام در تماس بودم. بعد از اینکه بیمار شدم ، کارم کمی شخصی تر شد.

وقتی در حین آموزش فرصتی برای ورود به ICU پیدا کردم ، فهمیدم که پرستاران مراقبت های ویژه هر روز از بیمار مراقبت می کنند. همه درمورد تعداد موارد ، تعداد مرگ و میرها ، تعداد ویزیت های پزشکی فوری برای COVID صحبت می کنند. اما هیچ کس در مورد بهبودی صحبت نمی کند. اکثر مردم کار پرستاران را که از بیماران خود مراقبت می کنند – تقریباً عشق – نمی بینند. در واقع خانواده ها مجاز به ملاقات با بیماران مبتلا به ICU COVID نیستند. پرستاران مهم معمولاً منبع اطلاعات هستند ، مردی که زن برای بررسی شوهرش تماس می گیرد: امروز صبح چطور هستید؟

وقتی برای کار در بخش مراقبت های ویژه می روم ، دیگر حوصله رفتن به محل کار ندارم. من بیمارانی را دیده ام که به مدت دو ، سه ماه در اغما موارد مربوط به COVID بوده اند و ناگهان از خواب بیدار شده و شادی کرده اند ، امید تازه کشف شده در زندگی. و آن خوشبختی ناب در نظر اعضای خانواده آنها هنگامی که سرانجام از خواب بیدار می شوند یا چشمان خود را باز می کنند ، زیرا شما واقعاً نمی دانید که آیا آنها هرگز چنین کاری خواهند کرد. تجربه من به من فهماند که در مدرسه آنها علائم ، علائم ، داروها را آموزش می دهند ، اما آنها در واقع نمی آموزند که بیمار فقط یک بیماری نیست – بیمار دارای یک زندگی و یک خانواده است و مراقبت های ویژه به پرستاران اجازه می دهد مراقبت های خود را تنظیم کنند به هر بیمار منفرد

اینا بلهمن ، 31 ساله

بلاچمن ، دانشجوی سال چهارم پزشکی در دانشگاه کالیفرنیا ، سن دیگو ، زمستانی سخت و طاقت فرسا را ​​پشت سر گذاشت: هر دو والدین وی پس از توافق با COVID-19 در دسامبر در بیمارستان بستری شدند. مادر وی که دو بار لوله گذاری شده بود و دچار حمله قلبی و سکته های مغزی متعددی شده بود ، تا اوایل آوریل ترخیص نشد. او می گوید ، تجربه ، برای همیشه شیوه برخورد او با شغل خود را تغییر خواهد داد.

لارنس آنتوان اینا بلهمن

من در ابتدا شیفته ویروس شناسی و اپیدمیولوژی همه گیر شدم ، اما این زندگی انسان ها و در نهایت زندگی خانواده ام بود.

پدرم را به یکی از بیمارستان های برتر محلی رساندم و او را منتظر گذاشتم که بیرون منتظر بماند. اما آنها این کار را نکردند. هجوم آوردم و تا آخر شب با او ماندم. او 70 ساله است ، ذات الریه COVID دارد ، می لرزد و یخ می زند. من شروع کردم به فریاد زدن روی مردم زیرا آنها پتویی برایش نیاوردند. از این بابت احساس بدی داشتم ، اما شما احساس می کنید این نیاز شدید برای دفاع از والدین خود دارید. این همه مهربانی منطقی از پنجره بیرون می رود. نوعی ساکن اتاق اورژانس باعث شد وی بستری شود.

مادرم که 67 ساله است ، به اندازه پدرم فاکتورهای خطرزا را ندارد ، بنابراین به نوعی غیر منتظره بود که او اینقدر بد عمل کرد. من این ترس از خوابیدن را شروع کردم که هر روز صبح خبرهای بدی به گوش می رسید. زمان کمرنگ می شود ، خیلی طول می کشد. فقط از طریق تلفن منتظر بمانید تا از یکی از تیم های پزشکی به روزرسانی کنید.

برای بیمارانم که رو به جلو حرکت می کنند ، من می خواهم بتوانم هر روز در یک ساعت ثابت با خانواده های آنها تماس بگیرم. اگر نمی دانید کسی چه زمانی تماس می گیرد ، تجربه روز تقریباً غیر قابل تحمل می شود. من همچنین یاد گرفتم که امید همان چیزی است که آن را قابل تحمل می کند. من می خواستم احساس کنم که تیم از مادر من ناامید نشده است. احساس کردم که این تنها شانس بهبودی اوست در حالی که احتمالش خیلی کم بود. مادرم می خواست یک کد کامل کد داشته باشد [which would give physicians permission to resuscitate her]. وقتی تیم تلاش کرد تا تغییر حالت کد را با شدت بیشتری دفع کند ، من احساس کردم که تیم اعتماد به بازیابی آن را از دست داده است. برای من و خانواده ام بسیار سخت بود.

بسیاری از پزشکان می خواهند از طرف خانواده احساس آمادگی کنند که وظیفه آنها این است که به خانواده اطلاع دهند که اوضاع خوب پیش نمی رود و اگر امید کاذب به بیماران و خانواده هایشان بدهند ، غیراخلاقی است اما در مواردی که این مسئله چندان روشن نیست ، پزشکان باید بدانند که خانواده خواسته های بیمار را به بهترین وجه درک می کنند – و این باید مورد اعتماد باشد.

تجربه من باعث خواهد شد ترس کمتری داشته باشم که روزی در مقابل بیماران خودم بایستم و به من کمک می کند تا درک کنم چقدر دشوار است برای مراقبان. من همچنین یاد گرفتم که وجود خانواده در آنجا واقعاً مهم است. وقتی منابع بهم پیوند می خورند مهمتر است ، مانند یک بیماری همه گیر ، وقتی مردم دائماً در حال چرخش هستند. خانواده ها بخشی از کسانی هستند که شما از آنها مراقبت می کنید و در نهایت به بیمار کمک می کنند.

کوشیک پل ، 29 ساله

پل دانشجوی پزشکی در دانشگاه مینه سوتا ، دولوت است. پدرش چهار روز قبل از درخواست پاول برای دانشکده پزشکی ، در ماه آگوست بر اثر COVID-19 در بنگلادش درگذشت.

عکس از کوشک پل کوشک پاول ، راست ، و پدرش کریشنا پاول

پدر من آخرین نفس خود را 20 دقیقه از نزدیکترین مرکز فن در حالی که من در تماس تصویری بودم و به نزدیکان و دوستانم دستور انجام CPR را می داد ، گرفت. فکر نمی کنم بتوانم به حدی در کنار پدرم باشم که او بتواند در کنار من باشد و من فقط احساس مسئولیت می کردم که در کنار دیگران باشم. من نمی خواستم خانواده های دیگر آنچه را که من تجربه کرده است ، تجربه کنند. من تصمیم گرفتم پول جمع کنم ، کمک هزینه بنویسم و ​​یک کلینیک آزمایش COVID در مینه سوتا ایجاد کنم. و از آنجا که مصرف بیش از حد مواد افیونی واقعاً در جامعه محلی که داوطلب می شوم ، جلسات RPR به رهبری جوانان را شروع کردم ، جایی که ما نیز نارکان را توزیع کردیم.

در طی همه گیری ، من به اهمیت یک تعهد جامعه پاسخگو از نظر فرهنگی پی بردم. جامعه بنگلادشی در مینه سوتا نه تنها محلی بلکه با تأثیر جهانی نیز روبرو شده است زیرا خانواده هایی در خارج از کشور نگران هستند. آنها همچنین قربانیان اطلاعات غلط ، نقاب ها ، فاصله های اجتماعی هستند ، انکار COVID واقعی است. علاوه بر ناوبری COVID ، ارائه دهندگان زیادی از زمینه هایی مانند من که مجبور بودند با موانع فرهنگی اجتماعی ، فقر بین نسلی و غیره کنار بیایند وجود ندارد. جستجوی همه چالش ها و رسیدن به نقطه ای که بتوانید برای دانشکده پزشکی اقدام کنید بسیار دشوار است.

در نظر گرفتم پذیرش خود را در دانشکده پزشکی به مدت یک سال به تعویق بیندازم. اما من خیلی قوی احساس می کنم که شروع به تمرین پزشکی می کنم و همین حالا شروع می کنم. به خصوص از آنجا که من علاقه مند به خدمت به جوامع محروم نیز هستم – این احساس مسئولیت و تعهد بیشتری دارد. هرچه زودتر برنامه را به پایان برسانم و دوره آموزشی خود را به پایان برسانم ، زودتر کمک خواهم کرد. همه گیری واقعاً تمرکزم را تیزتر کرد. هر روز صبح به خودم یادآوری می کنم که چرا این کار را انجام می دهم ، به چه کسانی خدمت می کنم و اینکه چگونه سلامتی آنها به هر حرکت من بستگی دارد. تمام کاری که من انجام می دهم برای اعضای خانواده کسی و برای رفاه مشترک جامعه آنها است.

پروشانت بالارامان ، 21 ساله

بالارامان ، لیسانس بهداشت عمومی از دانشگاه تولان ، تصمیم گرفت قبل از ادامه تحصیل در پزشکی ، یک سال به عنوان EMT در نیواورلئان کار کند.

درک بلانچارد از EMS نیواورلئان

در ماه مارس ، دانشگاه کاملاً تعطیل بود و من به خانه هاوایی بازگشتم. روز چهارم یا پنجم ، با من تماس تلفنی می گیرند و یک ستوان خدمات فوریت های پزشکی نیواورلئان می گوید که آنها واقعاً کوتاه مدت هستند و تحت تأثیر همه گیری قرار دارند. آنها تصمیم گرفتند برنامه ای را آغاز كنند كه در آن داوطلبان برای كمك به آمبولانس ها انتخاب شوند تا بتوانند از دوش كاركنان برآیند. برای من ، آنی بود ، “بله ، البته”. قسمت سخت ، قانع کردن پدر و مادرم بود!

ما با آموزش مقدماتی سرعت گرفتیم و سپس در شهر بودیم ، با تلفن ها تماس می گرفتیم و با بیمارانی که اکثر آنها COVID داشتند صحبت می کردیم. ما تصور نمی کردیم که آیا بیمار می شویم. این غریبه کمی ترسناک بود. اما ما یک حس ذاتی داشتیم که چرا آنجا هستیم. فهمیدم که من واقعاً می خواستم به عنوان یک پزشک این کار را انجام دهم. من می دانم که در قلب من است که رفاه خودم را به نفع دیگران فدا کنم.

من همچنین یاد گرفتم که EMS از فرصتی منحصر به فرد است که شما باید در زندگی مردم نقش داشته باشید. این جنبه را آنقدر دوست داشتم که می خواستم کمی بیشتر در آن بمانم. شما در حال بستن فاصله بین جهان خارج و سیستم مراقبت های بهداشتی هستید. نیواورلئان شهری بسیار بیمار است و نابرابری در کار من در EMS خصوصاً در هنگام شیوع همه گیر واقعاً مشهود بود.

کار در طی همه گیری باعث همدلی بیشتر من شد. فهمیدم که بیماران هر کار کوچکی را که انجام می دهید به خاطر می آورند. من لزوماً نمی توانم تک تک بیماران را بخاطر بسپارم ، اما می دانم که بهترین کاری که می توانم برای آنها داشته باشم ، نه تنها به خاطر آنچه در زمینه پزشکی برای آنها انجام دادم ، بلکه فقط به عنوان آنچه برای آنها به عنوان یک شخص برای آنها انجام دادم. – به به آنها اطمینان دهید ، شاید فقط کمی لمس شانه به او بدهید ، فقط یک حرکت کوچک. احساس کردم اگر ارتباطم با این سمت از خودم قطع شود ، آن وقت می دانم که این شغل برای من نبود.

آماندا فینی ، 22 ساله

فینی ، اهل دلاور ، در ماه مه امسال از دانشگاه پیتزبورگ فارغ التحصیل شد و لیسانس میکروب شناسی دریافت کرد. وی پس از تأمل در مورد تجربه همه گیری خود ، هم اکنون در حال گذراندن دوره کارشناسی ارشد در رشته اپیدمیولوژی در دانشگاه جان هاپکینز است.

عکس با مجوز از آماندا فینی

من فکر کردم که می توانم به یک کشور گرمسیری سفر کنم و به کشورهای دیگر سفر کنم. اما بعد از دیدن چگونگی توسعه همه گیری ، متوجه شدم که کارهای زیادی باید در ایالات متحده انجام شود ، احساس ناامیدی می کنم ، اما اکنون زمان رهبری خوب است. وقتی ما در اینجا کار خوبی انجام می دهیم ، این اثرات اغلب به هر کشوری که تحت تأثیر یک بیماری قرار داشته باشد سرایت می کند.

گذر از یک بیماری همه گیر در زمان واقعی برای درک من از بهداشت عمومی عالی بود. من تا حدی مصاحبه های تلویزیونی را با متخصصین اپیدمیولوژیک و بخشی از مشکلات همه گیر را تماشا کردم. س “ال “چگونه می توان یک بیماری عفونی را متوقف کرد؟” چیزی نبود که حتی بتوانم از قبل به آن پاسخ دهم. جنبه های انسانی آن – مانند تأثیر آن بر جمعیت – مواردی نیستند که همیشه وقتی از یک دیدگاه ساده علمی یاد می گیرید به دست می آورید. ما خیلی عادت کرده ایم به زندگی – اگر اشتباه کنید ، فقط شما و چند نفر دیگر عواقب آن را احساس می کنیم. اما در یک بیماری همه گیر ، شما به عنوان یک فرد ممکن است سعی کنید همه کارها را انجام دهید تا همه کارها را به درستی انجام دهید ، اما افراد دیگر نیز ممکن است شما را در معرض خطر قرار دهند.

تمام خانواده من از جمله پدربزرگم در COVID در حوالی شکرگذاری به نمایش گذاشته شدند. من همه کارهایی که باید انجام دهند را تأیید کردم – لطفاً بیرون نروید ، چهار یا پنج روز صبر کنید تا آزمایش شوید. دوران سختی بود اطلاعات متمرکز زیادی در مورد COVID وجود نداشت ، به خصوص که اوضاع به سرعت در حال تغییر بود. من از این نوع ارتباطات علمی بسیار راضی هستم ، اما این برای دیگران دشوار است. دکتر. [Anthony] فاوسی عالی بود. او صدای محوری بود ، صدای بسیار قابل اعتمادی بود. علم می تواند بسیار سیاسی شود و من از او آموختم که همدل بودن واقعاً مهم است.

[ad_2]

منبع: electoronic-news.ir